گیلاس های دوقلو لای گوش راستم ..

به شدت به دعاهای خیرتان نیازمندم. به شدت و حدت. نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد ولی از ته قلبم از خدا می خواهم برای همه خیر باشد، برای من هم همین.

 

+زندگی به من آموخته هرگز قبل از وقوع اتفاقی از آن حرف به زبان نیاورم. سربسته حرف زدنم را پای ویژگی های زشتم نگذارید. می ترسم نشود و بعد پیش شما ضایع شوم. فقط بدانید اتفاق بزرگی برایم رخ داده است و نتیجه اش در روز چهارشنبه هشتم اردیبهشت ماه سال هزار و چهارصد مشخص می شود.

۱ Comment 06 Ordibehesht 00 ، 13:43

یک تشکر خشک و خالی کوچک ترین کاری است که می توان در قبال زحمت های یک زن خانه که ساعت ها پای گاز ایستاده و عرق ریخته و خسته شده و کمرش خمیده، انجام داد!!

۱ Comment 04 Ordibehesht 00 ، 22:38

سال های قبل کار ساده تر بود. یک "ماه عسل" قبل افطار بود که ضعف روزه را دو چندان می کرد و آبغوره هایی که نمی دانم با کدام آب جزغاله شده بدن مان سرازیر می شد. داستان انسان هایی که هر کدام سرنوشت زجه بار خویش را تعریف می کردند و اصرار داشتند که از آن ها بدبخت تر و بیچاره تر در دنیا وجود ندارد. با خداحافظی احسان از ماه عسل همه چیز عوض شد. شاید در ابتدا به نظر می رسید که غصه های دم افطار تمام شده و همه چیز آروم است و همه خوش حال هستیم اما زهی خیال باطل. ماه عسل تمام شد و تبدیل شد به ده ها ماه عسل نما!! "مثل ماه"، "دعوت"، همچون کوفت و عسل زهرماری و هزار کوفت و زهرمار دیگر در جای جای شبکه های سیما پخش شدند. برنامه هایی که هر کدام چندین برابر از ماه عسل زجه بارتر هستند. نه تنها هر کدام به تنهایی رنج تمام انسان هایی که در ماه عسل داستان زندگی شان را شرح داده اند به همراه دارند بلکه با دیدن چنین برنامه هایی رنج تمام این هشت سال تحمل پرزیدنت وقت را هم یادآور می شوند. لعنت به این صدا و سیمای تخیلی. کاش من رئیسش بودم. آن وقت اول ماه عسل ها را و بعدش هم پرزیدنت را از اخبار حذف می کردم.

۱ Comment 03 Ordibehesht 00 ، 02:11

این روزها درگیر پیامکی هستم که قبل تر خبر نشدنش را داده بودم. آن قدر درگیر که با خودم قرار گذاشته ام فردا خانه را تمیز کنم و دیگر تا روز موعود دست به سیاه و سفید هم نزنم. فقط تلاش کنم و تلاش و تلاش.

 

+از همه شما دوستان عزیزم می خواهم لطف کنید و قدر نان و نمکی که در این سال ها با هم خورده ایم برایم دعا کنید.

ارادتمند، میچکا.

۳ Comment 02 Ordibehesht 00 ، 02:45

سریال تلویزیونی "احضار" آخرین تیر صدا و سیما جهت نابودی مملکت است. این سریال به طور کامل آینده مملکت را نشان می دهد. آینده ای که شاید خیلی از شماها همانند من از آن هراس دارید. سریالی که نمادهای شیطان پرستی به وفور در آن یافت می شود. وسط تلویزیون ایران!! آن هم در ماه رمضان!! آن وقت برای ردگم کنی چه می کنند؟! از خدا و پیامبر و قرآن حرف می زنند تا خیلی تابلو نشود. البته که از صدا و سیمایی که تمامی فیلم های سینمایی شیطان پرستی دنیا را در شبکه های نمایش و تماشا و ... هرشب پخش می کند انتظار دیگری نمی توان داشت. صدا و سیمایی که در شبکه سلامت به بهانه فرهنگ سازی و کوفت و زهرمار از عادت ماهانه بی هیچ پروایی حرف می زند و حجب و حیا و شرم ایرانی را به چالش می کشد. آن ها برنامه ریزی کرده اند و طبق آن پیش می روند. اول کوروش و داریوش را از کتاب های درسی حذف کردند، بعد قرآن روی طاقچه را از نقاشی کتاب های درسی پاک کرده اند و بعدش هم از خزعبلات جنی و روحی و این چرندیات سریال ساخته اند. آن ها طبق سندشان پیش می روند و من و امثال شما هم مثل کبک سرمان را در برف کرده ایم!!

 

+باز نیایید بگویید که عادت ماهانه تابو بوده است و فلان و بیسار. در این دوره و زمانه دیگر همه به دنیای مجازی و اطلاعات کافی دسترسی دارند. آن هایی که چنین امکاناتی ندارند هم اصلا تلویزیون ندارند. پس این کارشان فقط و فقط در جهت برنامه ریزی چندشناک شان است. در هیچ جای جهان و در هیچ وقت از زمان بی حیایی و بی شرمی مورد پسند نبوده و نیست. این کار صدا و سیما هم از نظر بنده حقیر!! به هیچ عنوان بخشیدنی نیست. یادم می آید مادرم تا پنجم ابتدایی از عادت ماهانه برایم نگفته بود. چون فکر می کرد کودکی ام را با فکر کردن به مسائلی که مرتبط با سنم نیست خراب می کند. عزیزانم! هر چیزی جایی و زمانی دارد. جای این حرف ها در خانه و در خلوت مادر و دختری و در زمان درستش است. 

۳ Comment 27 Farvardin 00 ، 16:02